|
مصباح الهدي | ||
|
راز داري قبل از پرداختن به مسئله راز و راز داري از همه عزيزان خواهشمند است با دقت كامل اين مطلب رو مطالعه كنند در ابتدا مطالبي رو از نظر خواننده گان محترم مي گذرانيم بعد در ادمه مطلب به بيان احاديث و بيان هايي ديگر در اين مورد مي پردازيم با خواندن اين مطلب اميدواريم از ان استفاده كرده و در طول زندگي خود انها رو مد نظر قرار دهيد مطالعه اين مطلب و عمل كردن به ان جلوي خيلي از مشكلات اينده خواهران و برادرن عزيز را خواهد گرفت در پايان از شما عزيزان التماس دعاي خير داشته و خواهشمند است با نظرات خوب خود ما را در راستاي بهتر شدن مطالب اين وبلاگ ياري فرماييد.
صاحبدلی را گفتند٬ چگونه راز نگاه می داری؟ گفت: نخست وی را در زندان سینه حبس کرده و سپس به گور دل می سپارمش. رازی که را كه مي خواهي پنهان بماندبا کسی در میان منه٬ اگر چه دوست مخلصت باشد ، زيرا که آن دوستت نیز دوستان مخلصي دارد. اگر کسی خواست راز خود را به شما بسپارد٬ فرار کنید٬ می خواهد بار سنگینی را که خود نمی تواند ببرد به دوش شما بگذارد.
یکبار پشیمان نشدم که چرا نگفتم٬ اما صد بار پشیمان شدم بر آنچه که گفتم.
ضرورت رازدارى
امير مؤ منان عليه السلام فرموده است :
در سخنى ديگر، موفقيتها را در سايه رازدارى دانسته و فرموده است :
بـا توجه به حياتى بودن مسائل نظامى و فراوانى دشمنان انقلاب اسلامى ، ضرورت و اهميت راز دارى براى يك پاسدار چندين برابر است و عزيزان سپاهى بايد متوجه باشند كه افشاى كـوچـكـترين اطلاعات نظامى ، سرنخ بسيار ارزنده اى براى دشمن محسوب مى شود كه به سبب آن خـواهـد توانست خداى نخواسته ضربه اى كارى به نظام و انقلاب وارد كند. پس رازدارى از اصـول اوليـه پـاسـدارى اسـت و كـسـى كـه نتواند راز و رمز تشكيلات متبوع خود را حفاظت كند، بايد در انديشه تجديد نظر در اخلاق خويش يا به فكر كار ديگرى باشد. عوامل افشاى راز
امام صادق عليه السلام چنين بيان مى كند: زنهار مكن تكيه كلّى بر يار 4 ـ احـسـاسـات و عـصـبـانـيـت : بـسـيـار اتـفـاق مـى افتد كه فرد يا افرادى بر اثر ناراحتى و احساساتى شدن اسرارى را فاش مى سازند. يك فرد نظامى بايد همواره بر اعصاب و اعضاى خويش مسلّط باشد و نزاع و مشاجره او را عصبانى و احساساتى نكند تا اسرار مخفى سازمان خود را برملا سازد. راههاى حفظ اسرار پـس از روشـن شـدن ضـرورت حـفـاظـت اسـنـاد طـبـقـه بـنـدى شـده نـظـامـى و عوامل راز افشانى ؛ اينك راههاى رازدارى را بطور اختصار بيان مى كنيم :
بـهـتـريـن راه حـفـاظـت اسـرار، انـتـخـاب افـراد شـايـسـتـه و امـانـتـدار اسـت . پـرسـنل نظامى بطور عموم و مسؤ ولين اسناد طبقه بندى شده بطور خصوص ، بايد امانتدار و مـورد وثـوق و مـؤ مـن بـه تـشـكـيلات و كار تشكيلاتى باشند تا راز و رمز آن را از بيگانگان محفوظ دارند.
(وَ لا تُودِعَنَّ سِرَّكَ مَنْ لا اَمانَةَ لَهُ)(208) افـراد امـين و باوفا تمام تلاش خود را در نگهدارى اسناد محرمانه به كار مى برند و به هيچ قيمتى حاضر به افشاى آن نيستند، گرچه جان خويش را بر سر آن نهند. توجه به فوايد رازدارى
امير مؤ منان عليه السلام فرمود: نيكيهاى دنيا و آخرت در پنهان داشتن راز و دوستى نيكان ، گرد آمده است . و نيز فرمود: (سِرُّكَ سُرُورُكَ اِنْ كَتَمْتَهُ، وَ اِنْ اَذَعْتَهُ كانَ ثُبُورُكَ)(211) رازت را اگر پنهان دارى ، شادمانى توست و اگر برملايش سازى (هلاكت و) اندوه توست . همچنين فرمود: هر كس رازش را پنهان دارد، خير و نيكى به دست اوست . امام كاظم عليه السلام نيز مى فرمايد: زبانت رانگه دار تا عزّت يابى . دانستن زيانهاى راز افشانى دانستن زيانهاى (اطلاع دهى ) نيز مكمّل بند (ب ) است و نگاهى گر چه گذرا، به خسارتهاى افشاى راز، هر انسان عاقلى را وامى دارد كه اسرار را حفظ كند. برخى از آن زيانها بدين قرار است :
حضرت امام كاظم عليه السلام پس از توصيه به رازدارى فرمود:
مولاى متقيان عليه السلام در اين باره فرمود: ۴ـ شـرّ و بـدى : امـير مؤ منان (ع ) بديها و بدیُمنى ملّت را در فاش ساختن اسرار و دوستى با اشرار خلاصه كرده و فرموده است : ايمان و تقوا عـامـل چـهـارم حـفظ اسرار، ايمان و تقواى الهى است . انسان مؤ من و با تقوا هرگز به خود اجازه نـمى دهد كه اسرار مملكت خويش را فاش سازد و به دين و دنياى هموطنان خويش آسيب برساند. او بـه خـدايـى ايـمـان دارد كـه حـاضـر و نـاظـر بـر كردار و گفتار بندگان خويش است و روز جزايى را مدّ نظر دارد كه به كارنامه عمل او رسيدگى شده ، مورد بازخواست قرار مى گيرد و معتقد به قرآنى است كه مى فرمايد:
امام رضا(ع) فرمودند: «مومن مومن نيست مگر اينكه سه خصلت در او باشد، سنتي از پروردگارش، سنتي از پيامبرش و سنتي از مولايش. سنت پروردگارش حفظ اسرار خويشتن است خداوند مي فرمايد: «عالم الغيب فلايظهر علي غيبه احدا الا من ارتضي من رسول؛ خداوند عالم به غيب است و هيچكس را بر غيبش مطلع نمي سازد مگر كسي را كه بپسندد و از وي راضي باشد، كه همان پيامبران هستند(جن/26 و 27) اما سنت پيامبر مدارا كردن با مردم است، خداوند پيامبرش را به مدارا كردن با مردم دعوت مي كند و مي فرمايد: «خذ العفو وار بالعرف و اعرض عن الجاهلين» (از مردم بيش از توانشان توقع نداشته باش و با مردم با تسامح رفتار كن و امر بمعروف كن و از سفها و نادانان درگذر و اعراض كن) (اعراف/199) اما سنت از مولايش، صبر در سختي ها و مشكلات است، خداوند مي فرمايد: «و الصابرين في الباساء و الضراء» (در سختي و مشكلات صبر مي كنند ) (بقره/177)» (عيون اخبار الرضا، ج.1، ص.527 ضرورت رازداري هر انساني در زندگي خويش، خواه ناخواه اسراري دارد كه بايستي در نگه داري آن كوشا باشد. برخي از اين اسرار مربوط به خودش و برخي مربوط به خانواده يا جامعه اوست. لزوم مكتوم ماندن اين اسرار به جهت حساسيت و امكان فراوان سوء استفاده طماعان و دشمنان از آنها در راستاي منافع خود و به ضرر فرد صاحب سر مي باشد. مقوله رازداري فضيلتي اخلاقي به شمار مي آيد. اميرمومنان(ع) مي فرمايند: «پيروزي، به محكم كاري بسته است و آن هم به انديشه بستگي دارد و انديشه نيز به نگه داري رازهاست». در مقابل، افشاي اسرار سبب دوري از موفقيت و حتي سقوط و شكست فرد در راه تصميم هاي او مي شود، چنان كه حضرت صادق(ع) فرمود: «برملا كردن راز، (مايه) سقوط است».
حفظ كردن رازهاي خود فاش كردن رازهاي خود و ديگران يا حاكي از ضعف نفس فرد و اشتهاي نفساني فرددرجهت سخن پراكني و غيبت در مورد ديگران، يا حسادت و چشم تنگي از موفقيت هاي سري ديگران است و يا اينكه مويد سستي عقل در وي است. اسرار شخصي آدمي از دو حال بيرون نيست: يا بيانگر سعادت اوست يا خبر از شقاوت و ناكامي مي دهد. رازداري در هر دو حال نيكوست؛ زيرا اگر از نوع اول باشد، اظهار آن موجب دشمني بدخواهان و حسد مردمان و توقع طمع كاران مي شود و اگر خبر از ناكامي دهد، فاش شدن آن، شماتت دشمنان، اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربينان را در پي دارد. تعبير زيباي اميرالمومنين(ع): « راز تو اسير توست، اگر آشكارش ساختي، تو اسير آن شده اي» (غررالحكم، ج.1، ص.437(
البته چنين نيست كه انسان راز خويش با هيچ كس نگويد، بلكه گفتن راز با محرم اسرار، روح و جان را سبك مي كند و آدمي با پشتيباني ديگران آرام مي شود كه البته در اين ميان، بهترين رازدار بندگان، خداوند است. زماني كه اسرار، نگفتني است يا شنواي راز، محرم نيست، دل بايد از امانت خويش به بهترين صورت امانت داري كند و آنرا هنگام ضرورت نيز جز به امانتدار نسپارد و اين اميرالمومنين(ع) فرموده اند : «سينه انسان عاقل، صندوق اسرار است». حفظ راز شخصي، مقدمه اي براي رازداري ديگران اسلام بر حفظ اسرار تأكيد دارد؛ زيرا اين امر، تمريني است براي حفظ آبروي خويش و پاسداري از رازهايي كه ديگران نزد شخص به امانت گذاشته اند. آنكه رازدار خويش نيست، نمي تواند اسرار ديگران را حفظ كند. ازسوي ديگر، شخصي كه در حفظ اسرارش، ناتوان يا نسبت به آن بي اعتناست، نبايد توقع داشته باشد كه مردم سر او را پوشيده نگاه دارند. امام رضا(ع) مي فرمايد: «امين به تو خيانت نكند، تويي كه به خيانتكار امانت [يعني راز خود را] سپردي». (تحف العقول، ص.442( چه بسا انسان از بعضي اسرار ديگران آگاه شود، اما بنا به دستورات دين مي بايست امين مردم بوده و با حفظ اسرار ايشان و عدم آشكارسازي آنها كه به هدفي جز مطامع نفساني رخ نمي دهد، آبروي ايشان را نريخت و برايشان مشكل پديد نياورد. «آبرو» از هر سرمايه اي بالاتر است و با رازداري مي توان «آبروداري» كرد. حفظ اسرار را بايد از خدا آموخت. خداوند بيش و پيش از هر كس، از اعمال و عيوب و گناهان بندگانش باخبر است، اما ... بردباري و پرده پوشي و رازداري او بيش از همه است. اگر خداوند، كارهاي پشت پرده و پنهاني بندگانش را افشا كند، آيا كسي با كسي دوست مي شود؟ اگر خداوند، «آن كارهاي ديگر » مردم را رو كند، براي چه كسي آبرو و حيثيتي باقي مي ماند؟
رسول اکرم(ص): لاتَزالُ اُمَّتی بِخَیرٍما تَحابّوا وَ تَهادَوا وَ أدَّوُا الأمانَةَ؛ امت من تا هنگامی که یکدیگر را دوست بدارند، به یکدیگر هدیه دهند و امانتداری کنند، در خیرو خوبی خواهند بود. امام صادق(ع): اُنظَر ما بَلَغَ بِهِ عَلیٌّ(ع) عِندَ رَسولِ اللهِ(ص) فَالزَمهُ فَإِنَّ عَلیّاً(ع) إِنَّما بَلَغَ ما بَلَغَ بِهِ عِندَ رَسولِ اللهِ(ص) بِصِدقِ الحَدیثِ وَ أداءِ الأمانَةِ؛ بنگر علی(ع) با چه چیزی آن مقام را نزد پیامبرخدا(ص) پیدا کرد همان را پیروی کن. همانا علی(ع) آن مقام را نزد پیامبر خدا(ع) با راستگویی و امانتداری بدست آورد. امام صادق(ع): اِتَّقُوا اللهَ، وَ عَلَیکُم بِأداءِ الأمانَةِ إِلی مَنِ ائتَمَنکُم فَلَوأنَّ قاتِلَ أمیرِالمُؤمِنینَ(ع) ائتَمَنَنی عَلی أمانَةٍ لَأدَّیتُها إِلَیهِ؛ تقوای الهی پیشه کنید و امانت را به کسی که شما را امین دانسته است، بازگردانید، زیرا حتی اگر قاتل امیرالمؤمنین(ع) امانتی به من بسپرد هر آینه آن را به او برمیگردانم. امام علی(ع): اَلأمانَةُتَجُرُّ الرُِزقَ، وَالخیانَةُ تَجُرُّ الفَقرَ؛ امانتداری روزی میآورد و خیانت در امانت فقر. رسول اکرم (ص): لاتَنظُر إِلی کَثرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ کَثرَةِ الحَجِّ وَ المَعروفِ وَ طَنطَنَتِهِم بِاللَّیلِ، وَ لکِنِ انظُروا إِلی صِدقِ الحَدیثِ وَأداءِ الأمانَةِ؛ به زیادی نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویی و امانتداری آنها توجه کنید. امام علی(ع): لا تَخُن مَنِ ائتَمَنَکَ وَإِن خانَکَ وَلاتُذِع سِرَّهُ وَإِن أذاعَ سِرَّکَ؛ به کسی که تو را امین قرار داده است خیانت مکن هر چند او به تو خیانت کرده باشد و راز او را فاش مساز اگر چه او راز تو را فاش ساخته باشد. امام علی(ع): لاتَأمَنَنَّ مَلولاً؛ شخص به ستوه آمده و رنجیده را امین مشمار. رسول اکرم(ص): مَن خانَ أمانَةً فِی الدُّنیا وَ لَم یَرُدَّها إِلی أهلِها ثُمَّ أدرَکَهُ المَوتُ ماتَ عَلی غَیرِ مِلَّتی وَ یَلقَی اللهَ وَ هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ؛ کسی که در دنیا به امانتی خیانت کند و آن را به صاحبش برنگرداند و آنگاه بمیرد بر دین من نمرده است و با خدا دیدار میکند در حالی که بر او خشمگین است. رسول اکرم(ص): مَنِ ائتَمَنَ غَیرَ أمینٍ فَلَیسَ لَهُ عَلَی اللهِ ضَمانٌ لِأنَّهُ قَدنَهاهُ أن یَأتَمِنَهُ؛ هر کس به فردی غیر امین امانت بسپارد، خداوند ضامن او نیست، زیرا او را از امانت سپاری به غیر امین بازداشته است. رسول اکرم(ص): لَیسَ مِنّا مَن یُحَقِّرُ الأمانَةَ حَتّی یَستَهلِکُها إِذَا استُودِعَها؛ از ما نیست کسی که امانت را کوچک بشمارد و از آن مواظبت نکند و در معرض تلف شدن قرار بدهد.
پی نوشتها :
[ پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 ] [ 11:58 ] [ كــيــــــان ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||